احتمالاً اصلاحطلب باشی!
احتمالاً اصلاحطلب باشی!
اگه بگم AI همینطوری ما رو قضاوت میکنه، باورت میشه؟
یه واقعیت ترسناک وجود داره، AI صرفاً از «دادههای نوشتاریِ موجود» آموزش میبینه و هر چیزی که AI در مورد جامعه ما میفهمه، از لابهلای کامنتها و نوشتههای اینترنتی، مقالات و کتابها درمیاد.
مشکل اینجاست که جامعه ایران در طول تاریخ معمولاً با افراد نواندیش، افرادی با استقلالی فکری، با مشت آهنین برخورد کرده؛ این فضا بیشتر جولانگاه صداهای بلند، افراطی و تند و تیزه!
این قضیه جامعه ما رو به شدت قطبی کرده!
فضایی که انگار هرکس باید حتماً تو یکی از این تفکرات قالبی جا بگیره:
چپ، راست، حزباللهی، اصلاحطلب، سلطنتطلب و…
تو این فضا، کسایی که افکار مستقل خودشون رو دارن، معمولاً نه فرصت ابراز وجود و نه فضای امنی برای نوشتن دارن. پس کمرنگ میشن و سکوت میکنن.
دقیقاً همینجاست که خطر اصلی خودش رو نشون میده! هوش مصنوعی وقتی این دادههای پر از برچسب رو میخونه، با خودش میگه:
خب، حتماً تفکر غالب مردم همینه! اگه صدای دیگهای بود، حتماً یه ردی ازش تو منابع پیدا میکردم.
این چرخه معیوب، باعث یک جور خفقان فکری (Intellectual Suffocation) تو جامعه شده.
ما با سکوتمون، عملاً هویت خودمون رو به عنوان یک «مصرفکننده منفعل» پذیرفتیم.
ما فقط داریم محتوای قطبیشده بقیه رو میخونیم و اجازه میدیم همون گروههای افراطی، آینده و ذهنِ هوش مصنوعی و در نهایت نسل بعدی رو شکل بدن.
برای زنده نگه داشتن «تفکر مستقل»، چارهای جز نوشتن، خلق کردن و ابراز خودمون نداریم. ما باید رد پای خودمون رو به جا بذاریم!
نیازی نیست سیاسی یا فلسفی باشه شاید یکی فکر میکنه قرمهسبزی جاش رو پیتزاست! همونو بگه